|
وبلاگ شخصی رضا چلیبی دانشجوی کارشناسی ارشد زبان وادبیات عرب و حائز رتبه اول در کنکور کارشناسی ارشد سال1390
| ||
|
آقایی که این نظر رو گذاشته یه آدرس از خودش بزاره تا اگر خدا توفیق داد جوابش رو با جدال احسن بدم. اقايي كه نظر دادی اولش این عبارت رو فرمودید: --((آقای ----- خودتون رو به آن راه نزنید واقعا وهابیها را جز آدم حساب میکنی))-- اما عجالتا اینجا به شما عرض کنم که شما مصداق کسانی هستید که پیامبر ص در موردشون فرمود «فلا تسبقوهم فتهلكوا ولا تعلموهم فانهم أعلم منكم» این بخشی از حدیث ثقلین است دوست عزیز، پیامبر ص میفرماید: از اهل بیت جلو نزنید که هلاک میشوید و به آنان آموزش ندهید که از شما داناترند. یکی از مسائل مهمی که من از امامان آموختم اهتمام به وحدت مسلیمن هست. آیا میدونستید که در سپاه امام علی ع خیلیا خلافت ابوبکر و عمر رو قبول داشتن؟ امام با وجود اینکه خلفا رو نقد میکنه اما به تفرقه دامن نمیزنه بهتره به سیره امامان اقتدا کنیم نه به حرفای دجالان و تفرقه اندازان که جز بذر کینه و نفرت چیزی بین مسلمین نمیپاشن. حساب وهابیت هم از اهل سنت جداست من اهل سنت رو آدم حسابی میشمارم و وهابی روهم آدم. در ضمن بهتره حرفایی که ازمن صادر شده رو نقل کنید تا اگر اشتباه کردم متوجه اشتباهم بشم. با تشکر از اینکه در نوشته های من درنگ کردید. ------------ پ ن : این پست حذف خواهد شد [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 7:15 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
عَجِبتُ لِجازِعٍ باكٍ مُصابِ بِأَهلٍ أَو حَميمٍ ذي اِكتِئابِ يَشُقُّ الجَيبَ يَدعو الوَيلَ جَهلاً كَأَنَّ المَوتَ بِالشَيءِ العُجابِ وَسَلوى اللَهِ فيهِ الخَلقَ حَتّى نَبِيِّ اللَهِ مِنهُ لَم يُحابِ لَهُ مَلَكٌ يُنادي كُلَّ يَومٍ لَدوا لِلموتِ وَاِبنوا لِلخَرابِ الامام علی علیه السلام برچسبها: حکمت, شعر عربی [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 3:6 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
کتابایی که هجدهم اردیبهشت از نمایشگاه کتاب تهران خریده بوم دو روز پیش رسید بعد از شش روز. آنچه منو اذیت کرد این بود که دوتا از کتاب های خیلی جالبی که خریده بودم نمیدونم کجا جا موند؟ الاضداد (کتابی معاصر و خیلی جالب در مورد کلماتی که دو معنای متضاد دارن) جمهرة اشعار العرب از ابی زید قرشی که در زمینه شعر جاهلی و مخضرم هست. طوری نیست با غصه مشکل حل نمیشه پس فدای سرم. البته این نمایشگاه رفتن امسال ما بیش از این ماجرا داشت چون تهران از قطار جا موندیم و یک راننده از هرکدوم از ما بیست تومن گرفت تا در ایستگاه ساقه (بعد از قم ) ما رو به قطار رسوند.(من وسید محمد بخاطی بودم و سه نفر دیگه که خانواده بودن) چندتا از کتابایی که آوردم رو اسم میبرم شاید به درد کسی بخوره: فی ظلال نهج البلاغة از محمد جواد مغنیة تفسیر الکشاف زمخشری النحو الوافی عباس حسن الکامل فی اللغة والادب ابی العباس المبرد المزهر فی علوم اللغة وآدابها العین خلیل بن احمد فراهیدی ادب الکاتب این قتیبة طبقات الشعراء ابن سلام الجمحی و ...
پ ن : غ ق أ برچسبها: شخصی, مناسبت ها [ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 10:8 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 9:46 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 0:13 قبل از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
خدایا در لحظات سخت به داد ما برس و در لحظات آسایش ما را به حال خود رها مکن ربّ لا تکِلنی الی نفسي طرفة عین ابداً
ملتمس دعای خیرم برچسبها: شخصی [ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 4:28 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 2:30 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
[ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 8:0 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
[ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 7:48 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
إذا كنت تشعر أنك لا تعيش سعيداً فاعلم أنك لا تصلّــي جيــداً فهناك فرق كبيـــــر : بين من يصلي (ليرتاح بهـــــا) وبين من يصلي (ليرتآح منهـــا) فآنظر لقلبـــــــــك أيهما أنت؟؟!! وإذا استعجلك الشيطان في صلاتك فتذكر !!!! أن كل ما تريد لحاقه وجميع ما تخشى فواته بــيد مـن تقف أمامـــــــــــــــه اللهم إجعلنا من المقيمين للصلاة المحافظين عليها الخاشعين فيها. برچسبها: نکته [ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 12:26 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
اذا ضاقت الدنيا من حولك فلا تنسى ربك - أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (36) وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقَامٍ (37) الزمر 36 - 37 برچسبها: نکته [ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 12:25 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
بالاخره پس از تقریباً یک سال از اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد دیروز سیزدهم اردیبهشت سال 1391 طی مراسمی از دانشجویان شاگرد اول رشته های مختلف تقدیر شد که ضمن اینها بنده بودم سورپرایز دانشگاه برای من یک لوح تقدیر با قاب خاتم بود و یک فقره کارت اعتباری هدیه به مبلغ 500000 ریال. (جالب اینجاست که در لوح نوشته نشده بود رتبه اول ... فقط نوشته بودن دانشجوی ممتاز رشته کارشناسی ارشد زبان وادبیات عرب) این تمام تقدیری بود که ده ها نفر هر روز از من میپرسیدن بت چی دادن از سر کوچه گرفته تا کلاس درس . البته رئیس دفتر استعدادهای درخشان هم از این بابت عذر خواهی کرد و گفت که بضاعت ما همینه! حالا بماند که در این مملکت ملیونها بلکه میلیاردها خرج ورزشکارایی میشه که هیچ دردی از این جامعه رو دوا نمیکنن حالا نمیدونم بضاعت اونا از چه راهی تأمین میشه؟! خب دیگه بهتره ساکت باشم چون این حرف هم اعصاب منو خراب میکنه هم دوستان رو ناراحت میکنه اگر هم بخام ادامه بدم میشه مثنوی هزار دفتر. این رو برای اطلاع بعضی ها و ارضای حس کنجکاوی بعضی ها گفتم که بدونن در دانشگاه ما چطوری از یک دانشجوی موفق تقدیر میشه والسلام. پ ن : حسش نیست برم از لوح تقدیر اسکن بگیرم شرمنده! برچسبها: شخصی, مناسبت ها ادامه مطلب [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 5:14 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
این وبلاگ از نظر محتوایی باید تغییر پیدا کنه! مگه نه؟ [ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 7:56 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
[ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 7:8 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
[ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 11:1 بعد از ظهر ] [ رضا چلیبی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||